محل تبلیغات شما



روز و روزگار بر همه خوش باد و آرزو میکنم موفقیت را برای تک تک کسایی که این متن رو می خونن و فراتر از سلامتی دل خوش می خوام براتون از خدا. 

اما اینجا برخلاف میل باطنی ام می خوام از روزی بگم که آدم بیمار میشه. عین زله میاد میزنه به جون آدم و سیلاب میشه واسه داراییش. 

این مهمون ناخوانده وقتی میاد دیگه آدم حاضره کل زندگیشو بده ولی دوباره سالم و سرپا بشه. 

این میل و رقبت برای بریز و بپاش خانواده بیمار برای درمان مریضشون فرصتی رو برای فرصت طلبا بوجود میاره. اما در مقابل این وضعیت عده ای هم هستن که دنبال ارائه راهکارن. و می خوان کمک کنن تا بتونید بهتر از این وضعیت عبور کنید. این دسته دنبال سود هستن ولی شاید بهتر باشه بگیم که دردسر این کار هزاران برابر بیشتر از سودشه. همین موضوع هم دلیلی میشه واسه اینکه بگیماین گروه بیشتر دغدغه فرهنگی دارن تا مالی.

مراکزی هستن که اقدام به اجاره تجهیزات پزشکی میکنن و شما خیلی راحت می تونید در صورت نیاز وسایل رو تهیه کنید. ویلچر ، واکر ، تخت بیمار ، بالابر بیمار از جمله مواردی هستن که در صورت بروز مشکل جهت طی کردن دوران نقاهت در منزل کمکتون میکنن و چون هزینه شون کمتره فشار زیادی هم بهتون نمیاد.

 


یکی از ویژگی های زندگی در جامعه اینه که با دیگران در تعامل باشیم. اما چجوری؟

وقتی گرونی داره غوغاااا می کنه و از طرفی هم خونه ها داره هر روز سایزشون کوچیکتر میشه و نمیشه توش هر گونه وسایلی رو نگه داشت چه باید کرد؟ 

خب با همین دو تا دلیل میشه نسخه مهمونی رو برای همیشه پیچید و ختمش کرد. 

ولی ارتباط اجتماعی رو چکارش کنیم؟؟؟

راه حلای زندگی به سبک جدید بهمون میگه که تو دنیای جدید چه کارایی میشه کرد که فرهنگا رو حفظ کرد. 

زندگی به سبک جدید میگه چجوری روابط اجتماعیت رو حفظ کن. 

امانت گرفتن هر آنچه تو زندگی کم دارید و پر کردن چاله های زندگی. که این مرجع میتونه اطرافیانتون باشه و یا یه مرکز معتبر که کارش همینه.

پس تو اتفاقات جدید همیشه دنبال راه حلای جدید باشیم


اینکه یه شخص ثروتمند چه کیفی می کنه تو زندگیش با یه آدم بی بضاعت یا کم بضاعت فرق چندانی نداره چون هر کدوم روش های خودشونو دارن. اما بد نمیشه اگه بتونیم تجربه کنیم لذات این دو دسته افراد رو خصوصا اگه جزو اقشار متوسط جامعه باشی و نه اینور و نه اونوری. به نظرم این تجربه میتونه یه شناخت جدید بهت بده. من خودم تا حالا تونستم برم تو جلد قشر ثروتمند. شاید این کاری که من کردم برای اونا تفریح نیست و زندگی عادی اوناس ولی واسه من شد تفریح. کاری که من کردم این بود که اومدم آخرین مدل ماشین سوناتا رو اجاره کردم وای چه کیفی داره رانندگی با این ماشین. من اومدم یه چند روز لاکچری زندگی کنم و اونم فقط ماشینشو تجربه کردم به نظرت چی شد نتیجه اش من شادی و هیجانو تجربه کردم نمیدونین چقد شاد شدم. چیزی که واسه اونا اصلا خاص نبود و اصلا به چشمشون شاید نیاد  واسه من خیلی لذتبخش شد. حالا تو دست نوشته های بعدیم میگم که چه کارای جدیدی انجام دادم و توصیه میکنم شما هم تجربه اش کنین خیلی لذتبخش اجاره ماشین مدل بالا و یه اقامت تو ویلا تو شمال برای حتی یک روز فعلا اینو تجربه کنین از ما به شما نصیحت


یکی از مشکلاتی که این روزا گریبان جوانان و به طبع اون جامعه رو گرفته نبود شغل مناسب و شکست بسیاری از مشاغل و ایده های خوب در مرحله عمله. این اتفاق به معنای نبود یک بستر مناسب و حتی شناخت افراد از بازار و نیاز جامعه اس که خود این موضوع راهکارهایی رو داره و ای کاش این راهکارا رو اینقد دور و دراز تعریف نشه که نسل جدید واقعا دیگه باید گفت تشنه کار نتونن شروع کنن یا اگه شروع کردن شکست نخورن و بعدش ناامید شن. بازار امروز شاهد نوآوری و ایده هاییه که اگه بتونه دووم بیاره می تونه تو پیشرفت جامعه ، پایین اومدن میزان بیکاری و به دنبالش صد البته بالا رفتن سطح امید تو جامعه تاثیرگذار باشه. خب یکی از این راه ها شرکت تو نمایشگاه هاییه که هر ساله تو مراکز استانا برگزار میشه . یه کسب و کار جدید با توانایی ها و افکار نسل جدید شکل گرفته و دقیقا نقطه ضعف و مشکلات و ضعفای جامعه برای این نسل بوده پس اگه درست معرفی بشه خوبم میتونه جواب بده. حالا هزینه حضور تو نمایشگاه رو هم به راحتی میشه با اجاره کردن پرداخت اینجوری راهکاری ارائه شده که آرمانی نیست و می تونه در حد توان یک جوان امروزی باشه. می خوام بگم جرات داشته باشین و برین تو نمایشگاه و با ایده های به روز و قشنگتون خودتون رو به اونا معرفی کنید. ایده هاتون و اهدافتون رو معرفی کنید اینجوری میتونید موفق بشید.


احساس نیاز به سفر رو وقتی که ته دلم خالی شد و زندگی برام وارد فاز روزمرگیش شد درک کردم  اون حال و روز بد برام مفهوم جدید و سازنده ای از سفر ساخت. تاثیر سفر تو شخصیت آدما رو زمانی فهمیدم که پای صحبت آدمایی نشستم که اهل سفر بودن همشونم یجورایی دستی به قلم داشتن. اولش فکر می کردم این ادما خیلی اهل مطالعه ان بهمین خاطره که اینقد خوش صحبتن و از هر دری که وارد میشی حرفی برای گفتن دارن. همینجور در مورد این آدما و دلیل پختگیشون کنجکاو بودم تا دلیلش رو پیدا کنم. و در نهایت فهمیدم سفر حکم مطالعه رو داره. سفر می تونه درسایی به آدمی بده که هیچ چیز دیگه ای نمی تونه بده. اما یه مشکلی داشتم و اون این بود که من فقط یه دانشجو بودم و پولی برای سفرهام نداشتم این یه مشکل بزرگ بود ولی حلش کردم. راحت تونستم امانت بگیرم چیزایی رو که نداشتم و امانت بدم به دوستام چیزایی رو که داشتم. این باعث شد من دیگه نگران نبود امکانات نباشم و اینجوری سفر کردن شد برنامه زندگی من بدون اینکه نگران هزینه هاش باشم. میگن جوینده یابنده اس و من از مانعی که بر سر راهم بود تونستم یه راه بسازم. الانم سفرهام رو با جدیدترین ماشینا ، با بهترین ویلا و خاص ترین امکانات تجربه می کنم. تیپ سفرای من تو فصلای مختلف خیلی فرق داره مثلا تو بهار و پاییز که هوا جوون میده واسه کوهنوردی خوراکم میشه کوه و طبیعت  و تابستون که گرمای هوا آزاردهنده اس و نمیشه تو فضای آزاد اتراق کرد تفریحاتم رو به دیدن شهرا و شناخت فرهنگای مختلف تغییر می دم. وقتی داستان سفرهام شناخت طبیعت و زیباییهاش میشه ممکنه یه ماشین آفرود لازم داشته باشم و کلی وسیله کوهنوردی ، چادر و وسایل کمپ ، و زمانی که میرم سمت شهرهای مختلف هر چی که لازم داشته باشم رو امانت می گیرم. اینجوری زندگی قشنگ تر میشه. 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها